تارا نیازی
گزارش دوم لیاخوف به دولت وقت روسیه در همان سال:
محرمانه. راپورت شماره 60
«جناب جلالت مآبا، ترتیباتی که از طرف بنده و مترجم اول سفارت معین شده بود، از طرف سفیر بعد از آنکه اجمالا با پترسبورگ مخابره کرد و از پترسبورگ هم با تبدیلات خیلی مختصر تقریبا بدون اینکه اعتراضی بکنند، قبول واقع شد. اما شاه مانند همه ایرانیان بسیار تردید می کرد. می ترسید از اینکه خونریزی خواهد شد و به تصورات بیجا بنا کرد و این یعنی صلح و غیره. چون این را دیدیم مجبور شدیم که وسیله ی قطعی و آخر خود را بکار ببریم که این ترتیبات از طرف دولت روسیه قبول و بهترین ترتیبات برای حال حاضر ملاحظه شده است. به شاه گفتیم:« اگر شما قبول نکنید، دولت روسیه دیگر به هیچ وجه از شما حمایت نخواهد کرد و هرچه هم بعد ازین به شما واقع بشود، خود شما را مسئول خواهد دانست.» وسیله قطعی ما بسیار مهم و مؤثر بود. شاه بالطبع بدون تأخیر قبول کرد و آزادی کامل نیز به جهت اجرا و اتمام کار داد. اساس این ترتیبات به قرار زیر است:
اول. با پولی که از طرف سفارت و شاه داده خواهد شد، رشوه دادن به وکلای مهم مجلس و وزراء که در جلسه آخری به ایشان داده خواهد شد، قبول و بر وفقش عمل کنند.
دوم. تا دقیقه آخر یعنی حاضر شدن کلیه ترتیبات، بطور دوستانه با مجلس رفتار نمودن و چنین وانمود کردن که شاه با مجلس صلح کند و همچنین داخل مکالمه صلح شدن شاه با مجلس.
سوم. سعی کردن با رشوه یا وسایل دیگر به جهت خارج کردن مردمان مسلح از مجلس و مسجد و انجمن های نزدیک.
چهارم. اقدامات کردن که رؤسای انجمنها را با رشوه طرفدار نموده تا در روز موعود اعضای انجمن خود را نگاهداشته و نگذارند بیرون بروند.
